خلاصه و ردهبندی سنی
15+
شاعر گلای را در دامان کوه الوند کشته و از چشمهایش صبح و شام اشک ریخته است. زمانی که روز میآید و بوی گل به مشام میرسد، باد سر و سامان آن را با خود میبرد.
متن دارای مضامین شاعرانه و احساسی است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم عمیقتر مانند غم و اندوه نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
دوبیتی ۱۷۷ - گلی کشتم به این الوند دامان
گلی کشتم به این الوند دامان
آوش از دیده دادم صبح و شامان ۱
چو روج آیو که بویش وا من آیو
برد بادش سر و سامان به سامان ۲
آوش از دیده دادم صبح و شامان ۱
چو روج آیو که بویش وا من آیو
برد بادش سر و سامان به سامان ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:دوبیتی ۱۷۶ - دلم از دست ته نالانه نالان
گوهر بعدی:دوبیتی ۱۷۸ - خوشا آنان نه سر دارند نه سامان
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.