خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از غربت و محنت خود میگوید و بیان میکند که در هر شهر و کشوری غریب است. او آرزو میکند که روزی معشوقش به دیدارش بیاید، اما افسوس که از فراق او مرده است.
متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی مانند غربت، حسرت و فراق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین یا نامفهوم باشد. همچنین، درک کامل این احساسات نیاز به تجربهی زندگی بیشتری دارد.
دوبیتی ۹۴ - مو آن محنت کش حسرت نصیبم
مو آن محنت کش حسرت نصیبم
که در هر ملک و هر شهری غریبم ۱
نه بو روزی که آیی بر سر من
بوینی مرده از هجر حبیبم ۲
که در هر ملک و هر شهری غریبم ۱
نه بو روزی که آیی بر سر من
بوینی مرده از هجر حبیبم ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:دوبیتی ۹۳ - دو زلفانت گرم تار ربابم
گوهر بعدی:دوبیتی ۹۵ - مو آن دل داده یکتا پرستم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.