خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این متن شعری از حافظ است که در آن شاعر از عشق و عرفان سخن می‌گوید. او از رفتن پیر از مسجد به میخانه و تغییر جهت قبله به سمت خانه خمار صحبت می‌کند. شاعر به عشق و دیوانگی عاقلان در پی عشق اشاره می‌کند و از لطف و زیبایی معشوق و تأثیر آن بر دلش می‌گوید. همچنین، او از آه سوزان و تأثیر آن بر دل سنگین معشوق سخن می‌راند.

این متن شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عشقی است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و مفاهیم پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه دارد.

مشاهده کامل

غزل ۱۰ - دوش از مسجد سوی میخانه آمد پیر ما

دوش از مسجد سویِ میخانه آمد پیرِ ما
چیست یارانِ طریقت بعد از این تدبیرِ ما؟ ۱

ما مریدان روی سویِ قبله چون آریم؟ چون
روی سویِ خانهٔ خَمّار دارد پیرِ ما ۲

در خراباتِ طریقت ما به هم منزل شویم
کاین‌چنین رفته‌ است در عهدِ ازل تقدیرِ ما ۳

عقل اگر داند که دل در بندِ زلفش چون خوش است
عاقلان دیوانه گردند از پیِ زنجیرِ ما ۴

رویِ خوبت آیتی از لطف بر ما کشف کرد
زان زمان جز لطف و خوبی نیست در تفسیرِ ما ۵

با دلِ سنگینت آیا هیچ درگیرد شبی
آهِ آتشناک و سوزِ سینهٔ شبگیرِ ما؟ ۶

تیرِ آهِ ما ز گردون بگذرد حافظ خموش
رحم کن بر جانِ خود پرهیز کن از تیرِ ما ۷
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۹ - رونق عهد شباب است دگر بستان را
گوهر بعدی:غزل ۱۱ - ساقی به نور باده برافروز جام ما
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.