خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر بیان میکند که تنها تحفهای که میتوان به دوست تقدیم کرد، جان است و بدون درد عشق، نمیتوان نام درمان بر آن نهاد. او تأکید میکند که بدون درد دوست، نالهها بیمعناست و سکوت بهتر از بیان درد بدون احساس واقعی است.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی عاطفی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای ادبی ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
رباعی ۶۵۷ - ای دل بر دوست تحفه جز جان نبری
ای دل بر دوست تحفه جز جان نبری
دردت چو دهند نام درمان نبری ۱
بی درد ز درد دوست نالان گشتی
خاموش که عرض دردمندان نبری ۲
دردت چو دهند نام درمان نبری ۱
بی درد ز درد دوست نالان گشتی
خاموش که عرض دردمندان نبری ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:رباعی ۶۵۶ - چون گل به گلاب شسته رویی داری
گوهر بعدی:رباعی ۶۵۸ - پیوسته تو دل ربودهای معذوری
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.