خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از غم میخواهد که به محل بدنامان سر بزند و فکر سرگشته و بیسامان او را سامان دهد. همچنین از غم میخواهد که از جامی پر از غم، جرعهای به بیسرانجامان بدهد.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و غمانگیز است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین اشاره به 'کوی بدنامان' و 'بیسرانجامان' ممکن است نیاز به بلوغ فکری برای درک صحیح داشته باشد.
رباعی ۵۳۹ - ای غم گذری به کوی بدنامان کن
ای غم گذری به کوی بدنامان کن
فکر من سرگشتهٔ بی سامان کن ۱
زان ساغر لبریز که پر می ز غمست
یک جرعه به کار بی سرانجامان کن ۲
فکر من سرگشتهٔ بی سامان کن ۱
زان ساغر لبریز که پر می ز غمست
یک جرعه به کار بی سرانجامان کن ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:رباعی ۵۳۸ - یا رب نظری بر من سرگردان کن
گوهر بعدی:رباعی ۵۴۰ - ای نه دلهٔ ده دله هر ده یله کن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.