خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر با گلرخ خود صحبت میکند و از او میخواهد که مانند غنچه، چهرهاش را نپوشاند. گلرخ در پاسخ میخندد و میگوید که برخلاف دیگر زیبارویان، او در پرده آشکار است ولی بدون پرده پنهان میماند.
متن دارای مفاهیم عاشقانه و تمثیلی است که درک آن نیاز به بلوغ فکری و شناخت ادبی دارد، بنابراین برای کودکان مناسب نیست.
رباعی ۵۲۱ - با گلرخ خویش گفتم: ای غنچه دهان
با گلرخ خویش گفتم: ای غنچه دهان
هر لحظه مپوش چهره چون عشوه دهان ۱
زد خنده که: من بعکس خوبان جهان
در پرده عیان باشم و بی پرده نهان ۲
هر لحظه مپوش چهره چون عشوه دهان ۱
زد خنده که: من بعکس خوبان جهان
در پرده عیان باشم و بی پرده نهان ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:رباعی ۵۲۰ - بحریست وجود جاودان موج زنان
گوهر بعدی:رباعی ۵۲۲ - حاصل زدر تو دایما کام جهان
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.