خلاصه و ردهبندی سنی
15+
شاعر از دلخستگی و رنج خود میگوید و به دیدار معشوق میرود. با وجودی که هنوز کاری نکرده، آسمان (گردون) با او به ستیز برمیخیزد و بانگ میزند که برخیزد.
متن دارای مفاهیم عاطفی و ادبی پیچیده است که درک آن برای کودکان دشوار بوده و مناسب سنین بالاتر است.
رباعی ۳۵۴ - دل خسته و جان فگار و مژگان خونریز
دل خسته و جان فگار و مژگان خونریز
رفتم بر آن یار و مه مهرانگیز ۱
من جای نکرده گرم گردون به ستیز
زد بانگ که هان چند نشینی برخیز ۲
رفتم بر آن یار و مه مهرانگیز ۱
من جای نکرده گرم گردون به ستیز
زد بانگ که هان چند نشینی برخیز ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:رباعی ۳۵۳ - جهدی بکن ار پند پذیری دو سه روز
گوهر بعدی:رباعی ۳۵۵ - الله، به فریاد من بی کس رس
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.