خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر بیان میکند که عمر طولانیاش را در خدمت معشوق گذرانده، به امید اینکه رازهایش را با او در میان بگذارد. اما پس از سالها تلاش، متوجه میشود که نه تنها به معشوق نرسیده، بلکه از همه جهان نیز دور مانده است.
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و ناامیدی است که درک آنها به بلوغ فکری و عاطفی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارههای شعری ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
رباعی ۳۴۶ - در خدمت تو چو صرف شد عمر دراز
در خدمت تو چو صرف شد عمر دراز
گفتم که مگر با تو شوم محرم راز ۱
کی دانستم که بعد چندین تک و تاز
در تو نرسم وز دو جهان مانم باز ۲
گفتم که مگر با تو شوم محرم راز ۱
کی دانستم که بعد چندین تک و تاز
در تو نرسم وز دو جهان مانم باز ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:رباعی ۳۴۵ - تا روی ترا بدیدم ای شمع تراز
گوهر بعدی:رباعی ۳۴۷ - در هر سحری با تو همی گویم راز
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.