خلاصه و ردهبندی سنی
15+
چشمهای شاعر از دیدن یار تاب نمیآورد و اشکهایش جاری میشود. در سیل اشکها، عکس چهرهٔ یار را میبیند و در پایان، نقشی عجیب بر آب میزند.
این شعر دارای مفاهیم عاشقانه و احساسی است که درک آن برای کودکان دشوار است. همچنین، استفاده از صنایع ادبی و زبان شعر کلاسیک برای مخاطبان با سن کمتر ممکن است نامفهوم باشد.
رباعی ۳۲۱ - چشمم که نداشت تاب نظارهٔ یار
چشمم که نداشت تاب نظارهٔ یار
شد اشک فشان به پیش آن سیم عذار ۱
در سیل سرشک عکس رخسارش دید
نقش عجبی بر آب زد آخر کار ۲
شد اشک فشان به پیش آن سیم عذار ۱
در سیل سرشک عکس رخسارش دید
نقش عجبی بر آب زد آخر کار ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:رباعی ۳۲۰ - تا چند حدیث قامت و زلف نگار
گوهر بعدی:رباعی ۳۲۲ - سر رشته دولت ای برادر به کف آر
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.