خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از لب خاموش معشوق و نوشیدن باده سخن میگوید و اشاره میکند که درد دلش به گوش معشوق رسیده است.
متن دارای مضامین عاشقانه و استفاده از استعارههای ادبی مانند 'باده نوش' است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر نامفهوم یا نامناسب باشد.
رباعی ۳۱۷ - جانم به لب از لعل خموش تو رسید
جانم به لب از لعل خموش تو رسید
از لعل خموش باده نوش تو رسید ۱
گوش تو شنیدهام که دردی دارد
درد دل من مگر به گوش تو رسید ۲
از لعل خموش باده نوش تو رسید ۱
گوش تو شنیدهام که دردی دارد
درد دل من مگر به گوش تو رسید ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:رباعی ۳۱۶ - آسان گل باغ مدعا نتوان چید
گوهر بعدی:رباعی ۳۱۸ - گلزار وفا ز خار من میروید
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.