خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از ترس فراموش شدن محبتش در لحظات پایانی عمر و در بستر مرگ میترسد و از خداوند میخواهد که او را با افراد بیدرد همنشین نکند.
مفاهیم عمیق عرفانی و اخلاقی موجود در شعر برای درک و ارتباط نیاز به تجربه و بلوغ فکری دارد که معمولاً در نوجوانان و بزرگسالان یافت میشود.
رباعی ۲۹۰ - روزی که چراغ عمر خاموش شود
روزی که چراغ عمر خاموش شود
در بستر مرگ عقل مدهوش شود ۱
با بی دردان مکن خدایا حشرم
ترسم که محبتم فراموش شود ۲
در بستر مرگ عقل مدهوش شود ۱
با بی دردان مکن خدایا حشرم
ترسم که محبتم فراموش شود ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:رباعی ۲۸۹ - در دل همه شرک و روی بر خاک چه سود
گوهر بعدی:رباعی ۲۹۱ - گر دشمن مردان همگی حرق شود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.