خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از درد هجران و دوری از یار مینالد و بیان میکند که آرامش و وصال معشوق را میخواهد اما به آن دسترسی ندارد.
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن نیاز به بلوغ عاطفی دارد. همچنین، استفاده از زبان و اصطلاحات ادبی کلاسیک ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
رباعی ۱۴۹ - در هجرانم قرار میباید و نیست
در هجرانم قرار میباید و نیست
آسایش جان زار میباید و نیست ۱
سرمایهی روزگار میباید و نیست
یعنی که وصال یار میباید و نیست ۲
آسایش جان زار میباید و نیست ۱
سرمایهی روزگار میباید و نیست
یعنی که وصال یار میباید و نیست ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:رباعی ۱۴۸ - هرگز المی چو فرقت جانان نیست
گوهر بعدی:رباعی ۱۵۰ - گر کار تو نیکست به تدبیر تو نیست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.