خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این شعر از شب و غم دوری از دوست می‌گوید و اشک‌هایش را به سیخ‌هایی تشبیه می‌کند که پاره‌های جگرش بر آن‌ها قرار دارد.

مفاهیم عمیق عاشقانه و غمگین در شعر وجود دارد که درک آن‌ها برای سنین پایین‌تر دشوار است. همچنین، استفاده از استعاره‌های پیچیده مانند 'سیخی که پارهٔ جگر بر سر اوست' نیاز به بلوغ فکری دارد.

مشاهده کامل

رباعی ۱۱۱ - شب آمد و باز رفتم اندر غم دوست

شب آمد و باز رفتم اندر غم دوست
هم بر سر گریه‌ای که چشمم را خوست ۱

از خون دلم هر مژه‌ای پنداری
سیخیست که پارهٔ جگر بر سر اوست ۲
وزن: مفعول مفاعیل مفاعیل فعل (وزن رباعی) قالب: رباعی تعداد ابیات: ۲ ۵۱۳
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:رباعی ۱۱۰ - دنیا به جوی وفا ندارد ای دوست
گوهر بعدی:رباعی ۱۱۲ - عشق آمد و شد چو خونم اندر رگ و پوست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.