خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از تلاشهای بیثمر خود برای یافتن راهی به سوی معشوق سخن میگوید و بیان میکند که با وجود تمام حیلههای عاقلانه، نه تنها راهی نمییابد، بلکه حتی طمع یافتن آن را نیز از دست میدهد. در نهایت، به این نتیجه میرسد که شاید نتوان این راه را یافت، زیرا اساساً ناشناختنی است.
متن دارای مفاهیم عرفانی و فلسفی است که درک آنها نیاز به بلوغ فکری و تجربهی زندگی دارد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
رباعی ۹۹ - کردیم هر آن حیله که عقل آن دانست
کردیم هر آن حیله که عقل آن دانست
تا بو که توان راه به جانان دانست ۱
ره مینبریم وهم طمع مینبریم
نتوان دانست بو که نتوان دانست ۲
تا بو که توان راه به جانان دانست ۱
ره مینبریم وهم طمع مینبریم
نتوان دانست بو که نتوان دانست ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:رباعی ۹۸ - دور از تو فضای دهر بر من تنگست
گوهر بعدی:رباعی ۱۰۰ - نردیست جهان که بردنش باختنست
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.