خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از درد و رنج عشق میگوید که مانند بلا بر زندگی او فرود آمده و وجودش را سوزانده است. او به جای اشک، خاکستر از چشمانش میریزد که نشاندهندهٔ عمق رنج و نابودی درونی اوست.
متن دارای مضامین عمیق عاطفی و احساسی است که درک آن برای مخاطبان کمسنوسال دشوار است. همچنین، توصیفهای شدید از رنج و نابودی ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسن مناسب نباشد.
رباعی ۴۴ - عشق آمد و خاک محنتم بر سر ریخت
عشق آمد و خاک محنتم بر سر ریخت
زان برق بلا به خرمنم اخگر ریخت ۱
خون در دل و ریشهٔ تنم سوخت چنان
کز دیده بجای اشک خاکستر ریخت ۲
زان برق بلا به خرمنم اخگر ریخت ۱
خون در دل و ریشهٔ تنم سوخت چنان
کز دیده بجای اشک خاکستر ریخت ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:رباعی ۴۳ - شیرین دهنی که از لبش جان میریخت
گوهر بعدی:رباعی ۴۵ - می رفتم و خون دل به راهم می ریخت
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.