خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از عشق ناکام و دوری از معشوق شکایت میکند و بیان میکند که نه در صبح خرم است و نه در شام دلشاد. همچنین، او از مدعیان و رقبای عشقی خود نگران نیست و معتقد است که زمان، قرب و نزدیکی آنها را فراهم کرده است. در پایان، شاعر به ستایش از شاهزاده محمود میپردازد و او را جوانبخت و دارای رای پخته توصیف میکند.
متن دارای مفاهیم عاشقانه و احساسی عمیق است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از واژگان و اصطلاحات ادبی قدیمی ممکن است برای سنین پایینتر دشوار باشد.
نامشخص
جدا از زلف و رخسار تو جان دادم به ناکامی
نه خرم از تو در صبحی نه دلشاد از تو در شامی ۱
ندارم غم ز قرب مدعی رشحه که در کویش
کنون قربی که هست او را فراهم بود ایامی ۲
شهنشاه جهان شهزاده محمود آن جوانبختی
که عقل پیر باشد پیش رای پختهاش خامی ۳
نه خرم از تو در صبحی نه دلشاد از تو در شامی ۱
ندارم غم ز قرب مدعی رشحه که در کویش
کنون قربی که هست او را فراهم بود ایامی ۲
شهنشاه جهان شهزاده محمود آن جوانبختی
که عقل پیر باشد پیش رای پختهاش خامی ۳
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:نامشخص
گوهر بعدی:نامشخص
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.