خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که در سوگ درگذشت میرزامهدی سروده شده است. شاعر از رفتن او ابراز تأسف میکند و او را به عنوان فروغ محفل آل رسول و شمع جمع توصیف میکند. میرزامهدی از دنیای فانی به سوی عالم جان و قصر جنان رفته است. شاعر از این رحلت اظهار حیرت میکند و تاریخ درگذشت او را با اشاره به بزمگاه جنان یادآور میشود.
این متن دارای مفاهیم عرفانی و ادبی پیچیدهای است که درک آن برای مخاطبان جوانتر دشوار است. همچنین، موضوع مرگ و انتقال به عالم معنا ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال نامفهوم یا ناراحتکننده باشد.
شماره ۴۴ - هزار حیف که از گلشن جهان آخر
هزار حیف که از گلشن جهان آخر
چو گل به باد خزان رفت میرزامهدی ۱
فروغ محفل آل رسول بود و دریغ
که شمعسان ز میان رفت میرزامهدی ۲
ز الفت تن خاکی ملول شد جانش
به سوی عالم جان رفت میرزامهدی ۳
هوای قصر جنان کرد از جهان خراب
به آن خجسته مکان رفت میرزامهدی ۴
به حیرتم چه شنید از فسانهٔ ایام
که خوش به خواب گران رفت میرزامهدی ۵
غرض چو جانب عشر تسرای خلدبرین
ز بزم همنفسان رفت میرزامهدی ۶
رقم زد از پی تاریخ رحلتش هاتف
به بزمگاه جنان رفت میرزامهدی ۷
چو گل به باد خزان رفت میرزامهدی ۱
فروغ محفل آل رسول بود و دریغ
که شمعسان ز میان رفت میرزامهدی ۲
ز الفت تن خاکی ملول شد جانش
به سوی عالم جان رفت میرزامهدی ۳
هوای قصر جنان کرد از جهان خراب
به آن خجسته مکان رفت میرزامهدی ۴
به حیرتم چه شنید از فسانهٔ ایام
که خوش به خواب گران رفت میرزامهدی ۵
غرض چو جانب عشر تسرای خلدبرین
ز بزم همنفسان رفت میرزامهدی ۶
رقم زد از پی تاریخ رحلتش هاتف
به بزمگاه جنان رفت میرزامهدی ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۴۳ - دریغا که شد در نقاب تراب
گوهر بعدی:شماره ۴۵ - محیط مروت که جوید نقاب
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.