خلاصه و ردهبندی سنی
18+
این متن شعری است که درد و رنج فردی را توصیف میکند که مانند یعقوب (ع) در بلایا صبر پیشه کرده و تنها از عشق سخن میگوید. او از جامعه کناره گرفته و در غم و اندوه خود غرق شده است. در نهایت، او خانهای از غم برای خود میسازد و آن را با مصیبتهایش آباد میکند. هاتف (شاعر یا راوی) تاریخ این خانه غم را رقم میزند.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و احساسی است که درک آن به بلوغ فکری و تجربه زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای پیچیده ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
شماره ۳۶ - ساکن کنعان مهجوری خلیل
ساکن کنعان مهجوری خلیل
آن که چون یعقوب باشد ممتحن ۱
وان که هست از تیشهٔ صبر و شکیب
کوه اندوه و بلا را کوه کن ۲
آنکه هرگز جز حدیث درد عشق
برنیاید از لب او یک سخن ۳
چون غم و درد نهانش کرده بود
فارغ از هر محفل و هر انجمن ۴
داشت چون وحشی غزالان روز و شب
وحشت از پیر و جوان و مرد و زن ۵
کرد پیدا بهر خود غمخانهای
آن گرفتار بلایا و محن ۶
کرد معمور آن مصیبت خانه را
بهر اندوه و ملال خویشتن ۷
کرد چون تعمیرش و آن غمکده
گشت نو از گردش چرخ کهن ۸
کلک هاتف از پی تاریخ آن
زد رقم معمور شد بیت الحزن ۹
آن که چون یعقوب باشد ممتحن ۱
وان که هست از تیشهٔ صبر و شکیب
کوه اندوه و بلا را کوه کن ۲
آنکه هرگز جز حدیث درد عشق
برنیاید از لب او یک سخن ۳
چون غم و درد نهانش کرده بود
فارغ از هر محفل و هر انجمن ۴
داشت چون وحشی غزالان روز و شب
وحشت از پیر و جوان و مرد و زن ۵
کرد پیدا بهر خود غمخانهای
آن گرفتار بلایا و محن ۶
کرد معمور آن مصیبت خانه را
بهر اندوه و ملال خویشتن ۷
کرد چون تعمیرش و آن غمکده
گشت نو از گردش چرخ کهن ۸
کلک هاتف از پی تاریخ آن
زد رقم معمور شد بیت الحزن ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:شماره ۳۵ - صدهزار افسوس از فخر زمان زینت که بود
گوهر بعدی:شماره ۳۷ - هزار افسوس کز بزم جهان ناگاه بیرون شد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.