خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن درباره رنجهای عشق و وابستگی به دیگران صحبت میکند. شاعر از درد دلهایی میگوید که در راه عشق و دلبستگی به دیگری متحمل شده است. او از ناامیدی در درمان دردهای عاطفی و ارزش نهادن به عشق حقیقی سخن میگوید و در پایان، پندی اخلاقی درباره پرهیز از آزار دیگران ارائه میدهد.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عاطفی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربه زندگی نیاز دارد. همچنین، برخی از مضامین مانند ناامیدی و رنج عشق ممکن است برای مخاطبان جوانتر سنگین باشد.
غزل ۸۷ - من پس از عزت و حرمت شدم ار خار کسی
من پس از عزت و حرمت شدم ار خار کسی
کار دل بود که با دل نفتد کار کسی ۱
دین و دنیا و دل و جان همه دادم چه کنم
وای بر حال کسی کوست گرفتار کسی ۲
ناامید است ز درمان دو بیمار طبیب
چشم بیمار کسی و دل بیمار کسی ۳
آخر کار فروشند به هیچش این است
سود آن کس که به جان است خریدار کسی ۴
هاتف این پند ز من بشنو و تا بتوانی
بکش آزار کسان و مکن آزار کسی ۵
کار دل بود که با دل نفتد کار کسی ۱
دین و دنیا و دل و جان همه دادم چه کنم
وای بر حال کسی کوست گرفتار کسی ۲
ناامید است ز درمان دو بیمار طبیب
چشم بیمار کسی و دل بیمار کسی ۳
آخر کار فروشند به هیچش این است
سود آن کس که به جان است خریدار کسی ۴
هاتف این پند ز من بشنو و تا بتوانی
بکش آزار کسان و مکن آزار کسی ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۸۶ - صبوری کردم و بستم نظر از ماه سیمایی
گوهر بعدی:غزل ۸۸ - زهی از رخ تو پیدا همه آیت خدایی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.