خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از حافظ، به موضوعاتی مانند عرفان، عشق، زهد و ریاکاری میپردازد. شاعر در برابر واعظان و زاهدان ریاکار میایستد و عشق و مینوشی را برتر از زهد بیعمل میداند. او معتقد است که حتی پس از مرگ، ذرات وجودش به دنبال معشوق خواهد گشت و زاهد را به دلیل طعنه زدن به عاشقان سرزنش میکند.
مفاهیم عمیق عرفانی و انتقاد از زهد ریاکارانه ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، اشاره به مینوشی نیاز به توضیح و تفسیر دارد.
غزل ۸۲ - شستم ز میدر پای خم، دامن ز هر آلودگی
شستم ز میدر پای خم، دامن ز هر آلودگی
دامن نشوید کس چرا، زابی بدین پالودگی ۱
میگفت واعظ با کسان، دارد می و شاهد زیان
از هیچ کس نشنیدهام حرفی بدین بیهودگی ۲
روزی که تن فرسایدم در خاک و جان آسایدم
هر ذرهٔ خاکم تو را جوید پس از فرسودگی ۳
ای زاهد آسوده جان تا چند طعن عاشقان
آزار جان ما مکن شکرانهٔ آسودگی ۴
من شیخ دامن پاک را آگاهم از حال درون
هاتف تو از وی بهتری با صدهزار آلودگی ۵
دامن نشوید کس چرا، زابی بدین پالودگی ۱
میگفت واعظ با کسان، دارد می و شاهد زیان
از هیچ کس نشنیدهام حرفی بدین بیهودگی ۲
روزی که تن فرسایدم در خاک و جان آسایدم
هر ذرهٔ خاکم تو را جوید پس از فرسودگی ۳
ای زاهد آسوده جان تا چند طعن عاشقان
آزار جان ما مکن شکرانهٔ آسودگی ۴
من شیخ دامن پاک را آگاهم از حال درون
هاتف تو از وی بهتری با صدهزار آلودگی ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۸۱ - کجایی در شب هجران که زاریهای من بینی
گوهر بعدی:غزل ۸۳ - ای که مشتاق وصل دلبندی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.