خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر بیانگر غم و اندوه ناشی از هجران و عشق ناکام است. شاعر از یار نایاب و رنجهای راه عشق سخن میگوید و از ستمگری روزگار شکایت دارد. در نهایت، عشق به یار تنها اندیشهٔ ذهن شاعر است.
محتوا شامل مضامین عمیق عاطفی و عاشقانه است که درک آن ممکن است برای کودکان و نوجوانان کمسنوسال دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم مانند ستمگری روزگار و رنج عشق نیاز به بلوغ فکری دارد.
غزل ۴۶ - بر دست کس افتد چو تو یاری نه و هرگز
بر دست کس افتد چو تو یاری نه و هرگز
در دام کسی چون تو شکاری نه و هرگز ۱
روزم سیه است از غم هجران بود آیا
چون روز سیاهم شب تاری نه و هرگز ۲
در بادیهٔ عشق و ره شوق رساند
آزار به هر پا سر خاری نه و هرگز ۳
گردون ستمگر کند این کار که باشد؟
یاری به مراد دل یاری نه و هرگز ۴
در خاطر هاتف همهٔ عمر گذشته است
جز عشق تو اندیشهٔ کاری نه و هرگز ۵
در دام کسی چون تو شکاری نه و هرگز ۱
روزم سیه است از غم هجران بود آیا
چون روز سیاهم شب تاری نه و هرگز ۲
در بادیهٔ عشق و ره شوق رساند
آزار به هر پا سر خاری نه و هرگز ۳
گردون ستمگر کند این کار که باشد؟
یاری به مراد دل یاری نه و هرگز ۴
در خاطر هاتف همهٔ عمر گذشته است
جز عشق تو اندیشهٔ کاری نه و هرگز ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۵ - گریه جانسوز مرا ناله ز دنباله نگر
گوهر بعدی:غزل ۴۷ - از دل رودم یاد تو بیرون نه و هرگز
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.