خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و عارفانه است که در آن شاعر از عشق و اندوه خود سخن میگوید، از حسرت دوری معشوق و تأثیر عمیق این عشق بر زندگی خود مینویسد. همچنین، اشارهای به مفاهیمی مانند دین و عرفان دارد.
متن دارای مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات مانند 'آفت دین و دل' و 'میکده' ممکن است نیاز به بلوغ فکری برای درک بهتر داشته باشند.
غزل ۴۴ - تا ز جان و دل من نام و نشان خواهد بود
تا ز جان و دل من نام و نشان خواهد بود
غم و اندوه توام در دل و جان خواهد بود ۱
آخر از حسرت بالای تو ای سرو روان
تا کیم خون دل از دیده روان خواهد بود ۲
گفتم آن روز که دیدم رخ او کاین کودک
آفت دین و دل پیر و جوان خواهد بود ۳
رمضان میکده را بست خدا داند و بس
تا ز یاران که به عید رمضان خواهد بود ۴
پا مکش از سر خاکم که پس از مردن هم
به رهت چشم امیدم نگران خواهد بود ۵
هاتف اینگونه که دارد هوس مغبچگان
بعد ازین معتکف دیر مغان خواهد بود ۶
غم و اندوه توام در دل و جان خواهد بود ۱
آخر از حسرت بالای تو ای سرو روان
تا کیم خون دل از دیده روان خواهد بود ۲
گفتم آن روز که دیدم رخ او کاین کودک
آفت دین و دل پیر و جوان خواهد بود ۳
رمضان میکده را بست خدا داند و بس
تا ز یاران که به عید رمضان خواهد بود ۴
پا مکش از سر خاکم که پس از مردن هم
به رهت چشم امیدم نگران خواهد بود ۵
هاتف اینگونه که دارد هوس مغبچگان
بعد ازین معتکف دیر مغان خواهد بود ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۳ - گفتیم درد تو عشق است و دوا نتوان کرد
گوهر بعدی:غزل ۴۵ - گریه جانسوز مرا ناله ز دنباله نگر
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.