خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن به بیان احساسات عمیق و عاشقانهای میپردازد که با مفاهیمی مانند گذشت، شرم، عشق و فداکاری همراه است. شاعر از وضعیت دشوار خود میگوید و امیدوار است که معشوق از حال او غافل نشود. همچنین، تأکید میکند که عشق واقعی نیازمند گذشت از دین و دنیا است.
متن حاوی مفاهیم عمیق عاشقانه و عرفانی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از عبارات نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه برای درک کامل دارند.
غزل ۴۲ - امروز ما را گر کشی بیجرم از ما بگذرد
امروز ما را گر کشی بیجرم از ما بگذرد
اما به پیش دادگر مشکل که فردا بگذرد ۱
زینگونه غافل نگذری از حال زار ما اگر
گاهی که بر ما بگذری دانی چه بر ما بگذرد ۲
ناصح ز روی او مکن منعم که نتواند کسی
آن روی زیبا بیند و زان روی زیبا بگذرد ۳
از بس چو تنها بیندم از شرم گردد مضطرب
میمیرم از شرمندگی بر من چو تنها بگذرد ۴
در راه عشق آن صنم هر کس که بگذارد قدم
باید که چون هاتف نخست از دین و دنیا بگذرد ۵
اما به پیش دادگر مشکل که فردا بگذرد ۱
زینگونه غافل نگذری از حال زار ما اگر
گاهی که بر ما بگذری دانی چه بر ما بگذرد ۲
ناصح ز روی او مکن منعم که نتواند کسی
آن روی زیبا بیند و زان روی زیبا بگذرد ۳
از بس چو تنها بیندم از شرم گردد مضطرب
میمیرم از شرمندگی بر من چو تنها بگذرد ۴
در راه عشق آن صنم هر کس که بگذارد قدم
باید که چون هاتف نخست از دین و دنیا بگذرد ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۴۱ - شب و روزی به پایان گر تو را در وصل یار آید
گوهر بعدی:غزل ۴۳ - گفتیم درد تو عشق است و دوا نتوان کرد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.