خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن بیانگر احساسات عمیق شاعر از بیوفایی و رنجهای عاشقانه است. شاعر از دوستی که به او خیانت کرده و دلش را شکسته شکایت میکند و از این که حتی نمیتواند رنج خود را با دیگران در میان بگذارد، اظهار ناراحتی میکند. او همچنین به عشق و فداکاری در راه آن اشاره میکند و این که گاهی عشق میتواند به قیمت از دست دادن دل یا جان تمام شود.
متن حاوی مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی عاطفی نیاز دارد. همچنین ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده یا سنگین باشد.
غزل ۳۴ - نه با من دوست آن گفت و نه آن کرد
نه با من دوست آن گفت و نه آن کرد
که با دشمن توان گفت و توان کرد ۱
گرفت از من دل و زد راه دینم
ز دین و دل گذشتم قصد جان کرد ۲
کی از شرمندگی با مهربانان
توان گفت آنچه آن نامهربان کرد ۳
منش از مردمان رخ مینهفتم
ستم بین کآخر از من رخ نهان کرد ۴
تو با من کردی از جور آنچه کردی
من از شرم تو گفتم آسمان کرد ۵
دو عالم سود کرد آن کس که در عشق
دلی درباخت یا جانی زیان کرد ۶
نه از کین خون هاتف ریخت آن شوخ
وفای او به کشتن امتحان کرد ۷
که با دشمن توان گفت و توان کرد ۱
گرفت از من دل و زد راه دینم
ز دین و دل گذشتم قصد جان کرد ۲
کی از شرمندگی با مهربانان
توان گفت آنچه آن نامهربان کرد ۳
منش از مردمان رخ مینهفتم
ستم بین کآخر از من رخ نهان کرد ۴
تو با من کردی از جور آنچه کردی
من از شرم تو گفتم آسمان کرد ۵
دو عالم سود کرد آن کس که در عشق
دلی درباخت یا جانی زیان کرد ۶
نه از کین خون هاتف ریخت آن شوخ
وفای او به کشتن امتحان کرد ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۳۳ - دل بوی او سحر ز نسیم صبا شنید
گوهر بعدی:غزل ۳۵ - داغ عشق تو نهان در دل و جان خواهد ماند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.