خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از درد هجران و عشق ناکام سخن میگوید. او از آمدن یار به همراه رقیب و بینصیب ماندن از وصال شکایت دارد و از بیتابی و بیقراری خود در فراق یار مینالد. شاعر همچنین از فریبخوردگی عاشقان و ناشنیده ماندن رازهای عشق گلایه میکند و در پایان، از حال نزار خود و امید به آمدن طبیب سخن میگوید.
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آنها به بلوغ فکری و عاطفی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و کنایههای ادبی ممکن است برای خوانندگان جوانتر دشوار باشد.
غزل ۶ - به بزمم دوش یار آمد به همراه رقیب اما
به بزمم دوش یار آمد به همراه رقیب اما
شبی با او بسر بردم ز وصلش بینصیب اما ۱
مرا بی او شکیبایی چه میفرمائی ای همدم
شکیب آمد علاج هجر دانم کو شکیب اما ۲
ز هر عاشق رموز عشق مشنو سر عشق گل
ز مرغان چمن نتوان شنید از عندلیب اما ۳
خورد هر تشنه لب آب از لب مردم فریب او
از آن سرچشمه من هم میخورم گاهی فریب اما ۴
به حال مرگ افتاده است هاتف ای پرستاران
طبیبش کاش میآمد به بالین عنقریب اما ۵
شبی با او بسر بردم ز وصلش بینصیب اما ۱
مرا بی او شکیبایی چه میفرمائی ای همدم
شکیب آمد علاج هجر دانم کو شکیب اما ۲
ز هر عاشق رموز عشق مشنو سر عشق گل
ز مرغان چمن نتوان شنید از عندلیب اما ۳
خورد هر تشنه لب آب از لب مردم فریب او
از آن سرچشمه من هم میخورم گاهی فریب اما ۴
به حال مرگ افتاده است هاتف ای پرستاران
طبیبش کاش میآمد به بالین عنقریب اما ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵ - تو ای وحشی غزال و هر قدم از من رمیدنها
گوهر بعدی:غزل ۷ - جان و دلم از عشقت ناشاد و حزین بادا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.