خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این شعر از گذر سریع جوانی و ناکامی در عشق مینویسد. او از زیبایی که به دنبال قتل عاشق پیر است، شکایت میکند و از نامهربانیهای خود به امید جلب محبت معشوق سخن میگوید. همچنین، به بیپناهی و بیآشیانی اشاره میکند و از آزار ندادن دیگران میخواهد.
محتوا شامل مفاهیم عمیق عاطفی و فلسفی مانند گذر زمان، عشق ناکام و رنجهای روحی است که درک آن برای مخاطبان جوانتر دشوار بوده و ممکن است برای آنها سنگین باشد.
غزل ۳ - جوانی بگذرد یارب به کام دل جوانی را
جوانی بگذرد یارب به کام دل جوانی را
که سازد کامیاب از وصل پیر ناتوانی را ۱
به قتلم کوشی ای زیبا جوان و من درین حیرت
که از قتل کهن پیری چه خیزد نوجوانی را ۲
تمام مهربانان را به خود نامهربان کردم
به امیدی که سازم مهربان نامهربانی را ۳
چه باشد جادهی ای سرو سرکش در پناه خود
تذرو بیپناهی قمری بی آشیانی را ۴
مکن آزار جان هاتف آزرده جان دیگر
کزین افزون نشاید خست جان خسته جانی را ۵
که سازد کامیاب از وصل پیر ناتوانی را ۱
به قتلم کوشی ای زیبا جوان و من درین حیرت
که از قتل کهن پیری چه خیزد نوجوانی را ۲
تمام مهربانان را به خود نامهربان کردم
به امیدی که سازم مهربان نامهربانی را ۳
چه باشد جادهی ای سرو سرکش در پناه خود
تذرو بیپناهی قمری بی آشیانی را ۴
مکن آزار جان هاتف آزرده جان دیگر
کزین افزون نشاید خست جان خسته جانی را ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲ - به گردون میرسد فریاد یارب یاربم شبها
گوهر بعدی:غزل ۴ - جان به جانان کی رسد جانان کجا و جان کجا
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.