خلاصه و ردهبندی سنی
18+
این متن عرفانی به موضوع وحدت وجود و یگانگی حق و خلق میپردازد. شاعر بیان میکند که در وحدت حقیقی، تمایزی بین خدا و بنده وجود ندارد و هرگونه دوگانگی و تعین، ناشی از جدایی از حقیقت است. حلول و اتحاد را امری محال میداند و تأکید میکند که وجود کثرت، تنها نمودی است و نه حقیقت ذاتی.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن نیاز به دانش و تجربه کافی دارد. همچنین، استفاده از اصطلاحات تخصصی عرفانی ممکن است برای مخاطبان جوانتر دشوار باشد.
بخش ۳۱ - قاعده در بطلان حلول و اتحاد
من و ما و تو او هست یک چیز
که در وحدت نباشد هیچ تمییز ۱
هر آن کو خالی از خود چون خلا شد
انا الحق اندر او صوت و صدا شد ۲
شود با وجه باقی غیر هالک
یکی گردد سلوک و سیر و سالک ۳
حلول و اتحاد از غیر خیزد
ولی وحدت همه از سیر خیزد ۴
تعین بود کز هستی جدا شد
نه حق شد بنده نه بنده خدا شد ۵
حلول و اتحاد اینجا محال است
که در وحدت دویی عین ضلال است ۶
وجود خلق و کثرت درنمود است
نه هرچ آن مینماید عین بود است ۷
که در وحدت نباشد هیچ تمییز ۱
هر آن کو خالی از خود چون خلا شد
انا الحق اندر او صوت و صدا شد ۲
شود با وجه باقی غیر هالک
یکی گردد سلوک و سیر و سالک ۳
حلول و اتحاد از غیر خیزد
ولی وحدت همه از سیر خیزد ۴
تعین بود کز هستی جدا شد
نه حق شد بنده نه بنده خدا شد ۵
حلول و اتحاد اینجا محال است
که در وحدت دویی عین ضلال است ۶
وجود خلق و کثرت درنمود است
نه هرچ آن مینماید عین بود است ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:بخش ۳۰ - جواب
گوهر بعدی:بخش ۳۲ - تمثیل در نمودهای بیبود
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.