خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر از صائب تبریزی بیانگر مفاهیم عرفانی و اخلاقی است. شاعر از تماشای زیباییها و عشق سخن میگوید و تأکید میکند که عشق با بیمیلی قطع نمیشود. همچنین، او به فروتنی و پرهیز از ادعاهای بیاساس اشاره میکند و در پایان، به ارزش تلاش و کوشش در زندگی میپردازد.
مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی موجود در شعر نیاز به درک و تجربه بیشتری دارد و برای نوجوانان و بزرگسالان مناسب است.
غزل ۱۵۲ - مکن منع تماشایی ز دیدن
مکن منع تماشایی ز دیدن
که این گل کم نمیگردد به چیدن ۱
چو ابروی بتان محراب خود کن
کمانی را که نتوانی کشیدن ۲
مرا از خرمن افلاک، چون چشم
پر کاهی است حاصل از پریدن ۳
نگردد قطع راه عشق، بیشوق
به پای خفته نتوان ره بریدن ۴
به از جوش سخای چشمه سارست
جواب تلخ از دریا شنیدن ۵
مزن زنهار لاف حق شناسی
چو نتوانی به کنه خود رسیدن ۶
پس از چندین کشاکش، دام خود را
تهی میباید از دریا کشیدن ۷
کم از کشور گشایی نیست صائب
گریبانی به دست خود دریدن ۸
که این گل کم نمیگردد به چیدن ۱
چو ابروی بتان محراب خود کن
کمانی را که نتوانی کشیدن ۲
مرا از خرمن افلاک، چون چشم
پر کاهی است حاصل از پریدن ۳
نگردد قطع راه عشق، بیشوق
به پای خفته نتوان ره بریدن ۴
به از جوش سخای چشمه سارست
جواب تلخ از دریا شنیدن ۵
مزن زنهار لاف حق شناسی
چو نتوانی به کنه خود رسیدن ۶
پس از چندین کشاکش، دام خود را
تهی میباید از دریا کشیدن ۷
کم از کشور گشایی نیست صائب
گریبانی به دست خود دریدن ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۵۱ - بوی گل و نسیم صبا میتوان شدن
گوهر بعدی:غزل ۱۵۳ - خدایا قطرهام را شورش دریا کرامت کن
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.