هوش مصنوعی:
این شعر از صائب تبریزی، ناامیدی و بیثباتی دنیا را به تصویر میکشد. شاعر با استفاده از تصاویری مانند گلهای پژمرده، تاکهای خشکشده، و تشنگی، از ناپایداری زندگی و نرسیدن به آرزوها سخن میگوید. او اشاره میکند که در این جهان پر از رنج، کسی به آرامش و رضایت واقعی نرسیده است.
رده سنی:
16+
مفاهیم عمیق فلسفی و عرفانی موجود در شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، فضای ناامیدانه و تلخ شعر برای سنین پایین مناسب نیست.
غزل ۸۹ - صد گل به باد رفت و گلابی ندید کس
صد گل به باد رفت و گلابی ندید کس
صد تاک خشک گشت و شرابی ندید کس ۱
با تشنگی بساز که در ساغر سپهر
غیر از دل گداخته، آبی ندید کس ۲
طی شد جهان و اهل دلی از جهان نخاست
دریا به ته رسید و سحابی ندید کس ۳
این ماتم دگر، که درین دشت آتشین
دل آب گشت و چشم پر آبی ندید کس ۴
حرفی است این که خضر به آب بقا رسید
زین چرخ دل سیه دم آبی ندید کس ۵
از گردش فلک، شب کوتاه زندگی
زان سان به سر رسید که خوابی ندید کس ۶
از دانش آنچه داد، کم رزق مینهد
چون آسمان، درست حسابی ندید کس ۷
صائب به هر که مینگرم مست و بیخودست
هر چند ساقیی و شرابی ندید کس ۸
صد تاک خشک گشت و شرابی ندید کس ۱
با تشنگی بساز که در ساغر سپهر
غیر از دل گداخته، آبی ندید کس ۲
طی شد جهان و اهل دلی از جهان نخاست
دریا به ته رسید و سحابی ندید کس ۳
این ماتم دگر، که درین دشت آتشین
دل آب گشت و چشم پر آبی ندید کس ۴
حرفی است این که خضر به آب بقا رسید
زین چرخ دل سیه دم آبی ندید کس ۵
از گردش فلک، شب کوتاه زندگی
زان سان به سر رسید که خوابی ندید کس ۶
از دانش آنچه داد، کم رزق مینهد
چون آسمان، درست حسابی ندید کس ۷
صائب به هر که مینگرم مست و بیخودست
هر چند ساقیی و شرابی ندید کس ۸
قالب: غزل
تعداد ابیات: ۱۱
۱۰۲۷
این گوهر را بشنوید
-------------
یا
-------------
این گوهر را با صدای خود، برای دیگران به یادگار بگذارید.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۸۸ - شرح دشت دلگشای عشق را از ما مپرس
گوهر بعدی:غزل ۹۰ - ز خارزار تعلق کشیده دامان باش
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.