خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری است که از عشق، ناامیدی، و جستجوی معنویت سخن میگوید. شاعر از درد دل، شکستهای عاطفی، و آرزوی رسیدن به آرامش و وصال با معشوق یا خداوند مینویسد. همچنین، اشاراتی به صبر در راه عشق و بیخودی در مسیر معنویت دارد.
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اشارات به ناامیدی و درد عشق نیاز به بلوغ فکری دارد.
غزل ۶۸ - دل را کجا به زلف رسا میتوان رساند؟
دل را کجا به زلف رسا میتوان رساند؟
این پاشکسته را به کجا میتوان رساند؟
سنگین دلی، وگرنه ازان لعل آبدار
صد تشنه را به آب بقا میتوان رساند
در کاروان بیخودی ما شتاب نیست
خود را به یک دو جام به ما میتوان رساند
از خود بریده بر سر آتش نشستهایم
ما را به یک نگه به خدا میتوان رساند
دامان برق را نتواند گرفت خار
خود را به عمر رفته کجا میتوان رساند؟
صائب کمند بخت اگر نیست نارسا
دستی به آن دو زلف رسا میتوان رساند
این پاشکسته را به کجا میتوان رساند؟
سنگین دلی، وگرنه ازان لعل آبدار
صد تشنه را به آب بقا میتوان رساند
در کاروان بیخودی ما شتاب نیست
خود را به یک دو جام به ما میتوان رساند
از خود بریده بر سر آتش نشستهایم
ما را به یک نگه به خدا میتوان رساند
دامان برق را نتواند گرفت خار
خود را به عمر رفته کجا میتوان رساند؟
صائب کمند بخت اگر نیست نارسا
دستی به آن دو زلف رسا میتوان رساند
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۶۷ - نه آسمان سبوکش میخانهٔ تواند
گوهر بعدی:غزل ۶۹ - هر که در زنجیر آن مشکین سلاسل ماند، ماند
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.