خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن شعری عاشقانه و عرفانی است که از مفاهیمی مانند شوق، عشق، امید و ناامیدی سخن میگوید. شاعر از جذبههای عشق، دوری از معشوق و امید به وصال صحبت میکند و با استفاده از استعارههای زیبا مانند یوسف و پیراهنش، سلیمان و مورچه، و چاه زنخدان، احساسات عمیق خود را بیان میکند.
متن شامل مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای پیچیده و زبان ادبی بالا نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
غزل ۵۹ - جذبهٔ شوق اگر از جانب کنعان نرسد
جذبهٔ شوق اگر از جانب کنعان نرسد
بوی پیراهن یوسف به گریبان نرسد ۱
در مقامی که ضعیفان کمر کین بندند
آه اگر مور به فریاد سلیمان نرسد! ۲
تو و چشمی که ز دلها گذرد مژگانش
من و دزدیده نگاهی که به مژگان نرسد ۳
هر که از دامن او دست مرا کوته کرد
دارم امید که دستش به گریبان نرسد! ۴
شعلهٔ شوق من از پا ننشیند صائب
تا دل تشنه به آن چاه زنخدان نرسد ۵
بوی پیراهن یوسف به گریبان نرسد ۱
در مقامی که ضعیفان کمر کین بندند
آه اگر مور به فریاد سلیمان نرسد! ۲
تو و چشمی که ز دلها گذرد مژگانش
من و دزدیده نگاهی که به مژگان نرسد ۳
هر که از دامن او دست مرا کوته کرد
دارم امید که دستش به گریبان نرسد! ۴
شعلهٔ شوق من از پا ننشیند صائب
تا دل تشنه به آن چاه زنخدان نرسد ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۵۸ - نه پشت پای بر اندیشه میتوانم زد
گوهر بعدی:غزل ۶۰ - گردنکشی به سرو سرافراز میرسد
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.