خلاصه و ردهبندی سنی
15+
این متن یک درخواست عاشقانه و عاجزانه از معشوق است که از او میخواهد به عاشقان ضعیف و نیازمند توجه کند، رحمت داشته باشد و آنها را فراموش نکند. شاعر از بیتوجهی معشوق شکایت کرده و از او میخواهد که به عاشقانش التفات کند.
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آنها به بلوغ عاطفی نسبی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و زبان شعر کلاسیک ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
مثنوی
ای خوش و فارغ، از غم ما پرس
عاشقان ضعیف را واپرس ۱
عجز من بین، دعای من بپذیر
میتوانی، به لطف دستم گیر ۲
داری از عاشقان خویش ملال
خون ایشان چراست بر تو حلال؟ ۳
به کسی التفات کن نفسی
که ندارد به جز تو هیچ کسی ۴
فارغی از درون صاحب درد
مکن، ای دوست، هرچه بتوان کرد ۵
گر تو خوبی و ما ضعیف و فقیر
تابت، ای خور، ز ذره باز مگیر ۶
رخ به ما مینما و جان میبخش
بر دل ریش عاشقان میبخش ۷
عاشقان ضعیف را واپرس ۱
عجز من بین، دعای من بپذیر
میتوانی، به لطف دستم گیر ۲
داری از عاشقان خویش ملال
خون ایشان چراست بر تو حلال؟ ۳
به کسی التفات کن نفسی
که ندارد به جز تو هیچ کسی ۴
فارغی از درون صاحب درد
مکن، ای دوست، هرچه بتوان کرد ۵
گر تو خوبی و ما ضعیف و فقیر
تابت، ای خور، ز ذره باز مگیر ۶
رخ به ما مینما و جان میبخش
بر دل ریش عاشقان میبخش ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل
بعدی:فصل دهم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.