خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه بیانگر احساسات عمیق شاعر نسبت به معشوق است. او از عشق بیپایان، دلباختگی، و تأثیر عمیق معشوق بر زندگی خود سخن میگوید. شاعر زیبایی معشوق را فراتر از هر چیزی در جهان توصیف میکند و از حیرانی خود در برابر این عشق سخن میگوید.
محتوا شامل مفاهیم عاشقانه عمیق و احساساتی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعارههای شعری و زبان ادبی ممکن است برای سنین پایین دشوار باشد.
سر آغاز - مرحبا! مرحبا! محبت دوست
مرحبا! مرحبا! محبت دوست
کز درون آمدی، نه از راه پوست ۱
دلم از چز تو خانه خالی کرد
با تو سودای لاابالی کرد ۲
تا غمت ساکن دل من شد
از چراغ تو خانه روشن شد ۳
ما گرفتار دام عشق توایم
همه سرمست جام عشق توایم ۴
ای که حسن رخت دل افروز است
شب ما با خیال تو روز است ۵
حسنت از روضهٔ جنان خوشتر
یادت از هرچه در جهان خوشتر ۶
هر که در صورت تو حیران نیست
صورتش هست، لیکنش جان نیست ۷
من چو در عارض تو حیرانم
لوح محفوظ عشق میخوانم ۸
دیدهای کان جمال دیده بود
مهر رویت به جان خریده بود ۹
با خود، از بیخودی، تو را بینم
گر تو با من نهای چرا بینم؟ ۱۰
چون نظر بر رخ تو میفگنم
میبرد از دیار جان و تنم ۱۱
به کسی گفتن این نمییارم:
که تو را نیک دوست میدارم ۱۲
کز درون آمدی، نه از راه پوست ۱
دلم از چز تو خانه خالی کرد
با تو سودای لاابالی کرد ۲
تا غمت ساکن دل من شد
از چراغ تو خانه روشن شد ۳
ما گرفتار دام عشق توایم
همه سرمست جام عشق توایم ۴
ای که حسن رخت دل افروز است
شب ما با خیال تو روز است ۵
حسنت از روضهٔ جنان خوشتر
یادت از هرچه در جهان خوشتر ۶
هر که در صورت تو حیران نیست
صورتش هست، لیکنش جان نیست ۷
من چو در عارض تو حیرانم
لوح محفوظ عشق میخوانم ۸
دیدهای کان جمال دیده بود
مهر رویت به جان خریده بود ۹
با خود، از بیخودی، تو را بینم
گر تو با من نهای چرا بینم؟ ۱۰
چون نظر بر رخ تو میفگنم
میبرد از دیار جان و تنم ۱۱
به کسی گفتن این نمییارم:
که تو را نیک دوست میدارم ۱۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
قبلی:فصل هشتم
گوهر بعدی:غزل
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.