خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن به توصیف حالات عاشقانه و عرفانی یک فرد عاشق میپردازد که از خواب و خوراک افتاده و در گریه و حیرت زیبایی معشوق غرق شده است. او تمام وجود خود را در راه عشق فدا کرده و در مسیر پرخطر عشق، از خود بیخود شده است. عراقی، با همت والای خود، این سفر خطرناک را پذیرفته است.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آنها به بلوغ فکری و تجربهی زندگی نیاز دارد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای عرفانی ممکن است برای مخاطبان جوانتر پیچیده باشد.
غزل
عاشقی ترک خواب و خور کرده
جای خود را ز گریه تر کرده ۱
حیرت حسن دوست جانش را
از تن خویش بیخبر کرده ۲
دایم اندر نماز و روزهٔ عشق
درس عشاق را ز بر کرده ۳
پیش تیر ارادت معشوق
جگر خویش را سپر کرده ۴
کارش از دست خود بدر رفته
یارش از کوی خود بدر کرده ۵
در ره کوی دوست بیسر و پا
دل و جان داده، پا ز سر کرده ۶
همت عالیش عراقی را
سفر راه پرخطر کرده ۷
جای خود را ز گریه تر کرده ۱
حیرت حسن دوست جانش را
از تن خویش بیخبر کرده ۲
دایم اندر نماز و روزهٔ عشق
درس عشاق را ز بر کرده ۳
پیش تیر ارادت معشوق
جگر خویش را سپر کرده ۴
کارش از دست خود بدر رفته
یارش از کوی خود بدر کرده ۵
در ره کوی دوست بیسر و پا
دل و جان داده، پا ز سر کرده ۶
همت عالیش عراقی را
سفر راه پرخطر کرده ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:حکایت - بود صاحبدلی به دانش و هوش
گوهر بعدی:مثنوی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.