خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این متن به اهمیت عشق و تأثیر آن بر روح و دل انسان میپردازد. در آن اشاره شده که دلی که به عشق مایل نیست، مانند حجرهای است که دیو در آن ساکن است و ارزشی ندارد. همچنین، عشق به عنوان نور دل و تنها منزلگاه بیدلان در راه رسیدن به معشوق توصیف شده است. در پایان، از مجنون شدن در عشق به عنوان نشانهای از عقلانیت دفاع شده است.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و فلسفی است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار است. همچنین، برخی از استعارهها و مفاهیم مانند 'مجنون شدن در عشق' نیاز به بلوغ فکری دارد.
غزل
هر دلی کان به عشق مایل نیست
حجرهٔ دیو دان، که آن دل نیست ۱
زاغ، گو: بیخبر بمیر از عشق
که ز گل، عندلیب غافل نیست ۲
دل بیعشق چشم بینور است
خود ببین حاجب دلایل نیست ۳
بیدلان را جز آستانهٔ عشق
در ره کوی دوست منزل نیست ۴
هر که مجنون شود درین سودا
ای عراقی، مگو که عاقل نیست ۵
حجرهٔ دیو دان، که آن دل نیست ۱
زاغ، گو: بیخبر بمیر از عشق
که ز گل، عندلیب غافل نیست ۲
دل بیعشق چشم بینور است
خود ببین حاجب دلایل نیست ۳
بیدلان را جز آستانهٔ عشق
در ره کوی دوست منزل نیست ۴
هر که مجنون شود درین سودا
ای عراقی، مگو که عاقل نیست ۵
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:مثنوی
گوهر بعدی:مثنوی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.