خلاصه و ردهبندی سنی
15+
متن درباره شاعری است که غزلی زیبا میسراید و مورد توجه فردی به نام طالب قرار میگیرد. طالب از شاعر میخواهد غزلی دیگر با همان قافیه در مورد وصال بسراید. شاعر این کار را انجام میدهد و طالب غزل را مینویسد.
متن دارای مفاهیم عرفانی و ادبی است که برای درک کامل آن، مخاطب نیاز به سطحی از بلوغ فکری و آشنایی با ادبیات فارسی دارد. همچنین، موضوع عشق و فراق ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد.
مثنوی
چون بدید این غزل بدین سان خوب
ملتفت شد به طالب آن مطلوب ۱
دست یازید و بر گرفت و بخواند
در بد و نیک این سخن میراند ۲
چون به آخر رسید خوش بگریست
گفت: بیچاره این عراقی کیست؟ ۳
گفتم: ای جان جان، من مسکین
در بیابان عشق گفتهام این ۴
گفت: آنگه شود مرا باور
که بدین قافیت یکی دیگر ۵
بر بدیهه بگویی اندر حال
باشد این در فراق و آن ز وصال ۶
آن غزل در فراق جانان بود
وین یکی در وصال باید زود ۷
گفتم: ای مایهٔ سخن گفتن
از تو بنوشتن و ز من گفتن ۸
گفت: کو کاغذ و دوات و قلم؟
دادمش: تا نوشت این غزلم: ۹
ملتفت شد به طالب آن مطلوب ۱
دست یازید و بر گرفت و بخواند
در بد و نیک این سخن میراند ۲
چون به آخر رسید خوش بگریست
گفت: بیچاره این عراقی کیست؟ ۳
گفتم: ای جان جان، من مسکین
در بیابان عشق گفتهام این ۴
گفت: آنگه شود مرا باور
که بدین قافیت یکی دیگر ۵
بر بدیهه بگویی اندر حال
باشد این در فراق و آن ز وصال ۶
آن غزل در فراق جانان بود
وین یکی در وصال باید زود ۷
گفتم: ای مایهٔ سخن گفتن
از تو بنوشتن و ز من گفتن ۸
گفت: کو کاغذ و دوات و قلم؟
دادمش: تا نوشت این غزلم: ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل
گوهر بعدی:غزل
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.