خلاصه و ردهبندی سنی
15+
شاعر در این متن از عشق و دل سخن میگوید و بیان میکند که چگونه دلش به عشق گرایید و این دو با هم یکی شدند. او از سختیهای فراق و بلاهای ناشناختهای که بر دلش وارد شده، شکایت میکند و در نهایت عشق را منزلگاه دل میداند.
متن دارای مضامین عرفانی و عاشقانه است که درک آن برای کودکان دشوار بوده و مناسب سنین بالاتر است. همچنین، استفاده از استعارهها و مفاهیم عمیق ادبی، نیازمند سطحی از بلوغ فکری است.
غزل
دل من، چون به عشق مایل شد
عشق در گردنش حمایل شد ۱
چون دل و عشق متفق گشتند
دل من عشق گشت و او دل شد ۲
گاه بر رست چون نبات از گل
از دلم عشق و گاه نازل شد ۳
روی بنمود و دل ببرد و نشست
کار من در فراق مشکل شد ۴
من نمیدانم این بلا، دل را
از چه افتاده وز چه حاصل شد؟ ۵
ای عراقی، مکن شکایت دل
این بس او را که عشق منزل شد ۶
عشق در گردنش حمایل شد ۱
چون دل و عشق متفق گشتند
دل من عشق گشت و او دل شد ۲
گاه بر رست چون نبات از گل
از دلم عشق و گاه نازل شد ۳
روی بنمود و دل ببرد و نشست
کار من در فراق مشکل شد ۴
من نمیدانم این بلا، دل را
از چه افتاده وز چه حاصل شد؟ ۵
ای عراقی، مکن شکایت دل
این بس او را که عشق منزل شد ۶
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:مثنوی
گوهر بعدی:مثنوی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.