خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه از عراقی، بیانگر درد و رنج عشق و جدایی است. شاعر از تاریکی روزهای بدون معشوق میگوید و اینکه دلش در ایوان عشق جایی نیافت. او از بیابان عشق و ناتوانی در یافتن راه سخن میگوید و از عشق میخواهد که خرقهی عرفان را بسوزاند و از فهم شخصی دست بردارد و قصهی عشق را از عشق بیاموزد. در پایان، شاعر از عشق میخواهد که آتش درونش را بنشاند و چراغی از عشق افروزد.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن برای مخاطبان زیر 16 سال ممکن است دشوار باشد. همچنین، استفاده از استعارهها و نمادهای عرفانی نیاز به سطحی از بلوغ فکری دارد.
غزل
بی جمال تو، ای جهان افروز
چشم عشاق تیره بیند روز ۱
دل به ایوان عشق بار نیافت
تا به کلی ز خود نکرد بروز ۲
در بیابان عشق ره نبرد
خانه پرورد «لایجوز» و «یجوز» ۳
چه بلا بود کان به من نرسید؟
زین دل جان گداز درداندوز ۴
عشق میگویدم که: ای عاشق
چاک زن طیلسان و خرقه بسوز ۵
دیگر از فهم خویش قصه مخوان
قصه خواهی، بیا ز ما آموز ۶
بنشان، ای عراقی، آتش خویش
پس چراغی ز عشق ما افروز ۷
چشم عشاق تیره بیند روز ۱
دل به ایوان عشق بار نیافت
تا به کلی ز خود نکرد بروز ۲
در بیابان عشق ره نبرد
خانه پرورد «لایجوز» و «یجوز» ۳
چه بلا بود کان به من نرسید؟
زین دل جان گداز درداندوز ۴
عشق میگویدم که: ای عاشق
چاک زن طیلسان و خرقه بسوز ۵
دیگر از فهم خویش قصه مخوان
قصه خواهی، بیا ز ما آموز ۶
بنشان، ای عراقی، آتش خویش
پس چراغی ز عشق ما افروز ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:مثنوی
گوهر بعدی:مثنوی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.