خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر در این متن از رازداری و درد عشق هجران میگوید. او خود را هنرمندی میداند که اسیر بند است و با وجود خاموشی، درد عشق را فریاد میزند. شاعر از لطف دوست میخواهد تا گل و بلبل را در حدیثش بیاورد تا نوایی از عشق آغاز کند و تحفههایش را بپردازد. این متن شامل کلماتی از مخارج اصلی است و درون آن ده فصل مندرج است.
متن دارای مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه است که درک آن برای سنین پایینتر دشوار میباشد. همچنین، استفاده از اصطلاحات و مفاهیم پیچیدهی ادبی و عرفانی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
اندر ابتدای کتاب
صاحبا، راز اندرون ز نهفت
تا نپرسی ز من، نخواهم گفت ۱
بنده را خاطری است ناخرسند
عاشق هجر یار، لیک به بند ۲
که پسندد چو من هنرمندی
لب ببسته، اسیر دربندی؟ ۳
بنده را شاعری نپنداری
زین گدایان خام نشماری ۴
چون در گنج دوست وا کردند
به من این شیوه را عطا کردند ۵
روز و شب درد درد مینوشم
در خروشم، اگر چه خاموشم ۶
از تلطف به من نما گل را
در حدیث اندر آر بلبل را ۷
تا نوایی ز عشق آغازم
وین چنین تحفهها بپردازم ۸
کلماتی است از مخارج اصل
اندرو هست مندرج ده فصل ۹
تا نپرسی ز من، نخواهم گفت ۱
بنده را خاطری است ناخرسند
عاشق هجر یار، لیک به بند ۲
که پسندد چو من هنرمندی
لب ببسته، اسیر دربندی؟ ۳
بنده را شاعری نپنداری
زین گدایان خام نشماری ۴
چون در گنج دوست وا کردند
به من این شیوه را عطا کردند ۵
روز و شب درد درد مینوشم
در خروشم، اگر چه خاموشم ۶
از تلطف به من نما گل را
در حدیث اندر آر بلبل را ۷
تا نوایی ز عشق آغازم
وین چنین تحفهها بپردازم ۸
کلماتی است از مخارج اصل
اندرو هست مندرج ده فصل ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:حکایت - چون سکندر ز منزل عادات
بعدی:فصل اول
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.