خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از تاریکی و بیپایانی شب هجران معشوق شکایت میکند و از سرنوشت خود ناراضی است.
مفاهیم عمیق عاشقانه و احساسات پیچیدهای مانند هجران و ناامیدی در متن وجود دارد که درک آنها برای مخاطبان جوانتر دشوار است.
رباعی ۱۱۸ - هر دم شب هجران تو، ای جان و جهان
هر دم شب هجران تو، ای جان و جهان
تاریکتر است و مینگیرد نقصان ۱
یا دیدهٔ بخت من مگر کور شده است؟
یا نیست شب هجر تو را خود پایان؟ ۲
تاریکتر است و مینگیرد نقصان ۱
یا دیدهٔ بخت من مگر کور شده است؟
یا نیست شب هجر تو را خود پایان؟ ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:رباعی ۱۱۷ - چون درد نداری، ای دل سرگردان
گوهر بعدی:رباعی ۱۱۹ - هر شب به سر کوی تو آیم به فغان
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.