خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از تنهایی و بیکسی خود میگوید و تنها مونس و پناه خود را لطف و مهربانی معشوق میداند. او احساس میکند که در جهان هیچ فریادرسی جز معشوق ندارد.
متن دارای مضامین عاطفی عمیق و احساس تنهایی است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از استعارههای شاعرانه ممکن است برای کودکان قابل فهم نباشد.
رباعی ۸۵ - بیزار شد از من شکسته همه کس
بیزار شد از من شکسته همه کس
من ماندهام اکنون و همان لطف تو بس ۱
فریاد رسی ندارم، ای جان و جهان
در جمله جهان به جز تو، فریادم رس ۲
من ماندهام اکنون و همان لطف تو بس ۱
فریاد رسی ندارم، ای جان و جهان
در جمله جهان به جز تو، فریادم رس ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:رباعی ۸۴ - دل ز آرزوی تو بیقرار است هنوز
گوهر بعدی:رباعی ۸۶ - ای دل، سر و کار با کریم است، مترس
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.