خلاصه و ردهبندی سنی
15+
در این متن، شاعر بیان میکند که در طول عمر خود، شبی هنگام نماز، خیال معشوق به سراغش آمده و معشوق نقاب از چهره برداشته و از او پرسیده است که چرا از او دور ماندهاست.
این متن دارای مفاهیم عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از زبان شعر کلاسیک فارسی نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.
رباعی ۸۳ - اندر همه عمر خود شبی وقت نماز
اندر همه عمر خود شبی وقت نماز
آمد بر من خیال معشوق فراز ۱
برداشت ز رخ نقاب و می گفت مرا:
باری، بنگر، که از که میمانی باز؟ ۲
آمد بر من خیال معشوق فراز ۱
برداشت ز رخ نقاب و می گفت مرا:
باری، بنگر، که از که میمانی باز؟ ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:رباعی ۸۲ - ای در طلب تو عالمی در شر و شور
گوهر بعدی:رباعی ۸۴ - دل ز آرزوی تو بیقرار است هنوز
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.