خلاصه و ردهبندی سنی
15+
این شعر بیانگر عشق و وابستگی عمیق به معشوق است که در آن شاعر از بیپناهی و نیاز خود به بخشش معشوق سخن میگوید. او تنها راه نجات را در بندگی و عشق به معشوق میداند و از رنج شبانهاش با اشکهای بیپایان میگوید.
محتوا شامل مفاهیم عرفانی و عاشقانهای است که ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد. همچنین، درک عمیق تر این شعر نیاز به آشنایی با ادبیات کلاسیک فارسی دارد.
رباعی ۷۱ - مازار کسی، کز تو گزیرش نبود
مازار کسی، کز تو گزیرش نبود
جز بندگی تو در ضمیرش نبود ۱
بخشای بر آن کسی، که هر شب تا روز
جز آب دو دیده دستگیرش نبود ۲
جز بندگی تو در ضمیرش نبود ۱
بخشای بر آن کسی، که هر شب تا روز
جز آب دو دیده دستگیرش نبود ۲
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:رباعی ۷۰ - در بند گرهگشای میباید بود
گوهر بعدی:رباعی ۷۲ - ای جان من، از دل خبرت نیست، چه سود؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.