خلاصه و ردهبندی سنی
16+
متن بالا یک شعر عاشقانه و عرفانی است که در آن شاعر از معشوق خود میخواهد تا با دادن جام شراب، توبهاش را بشکند و او را از ریا و زهد دور کند. شاعر به زیبایی معشوق و مستی ناشی از بوی او اشاره میکند و از هجران شکایت میکند، درخواست وصال دارد.
متن شامل مفاهیم عرفانی و استفاده از استعارههایی مانند شراب و مستی است که ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی مضامین آن نیاز به بلوغ فکری دارد.
غزل ۲۶۷ - الا قم، واغتنم یوم التلاقی
الا قم، واغتنم یوم التلاقی
و در بالکاس وارفق بالرفاقی ۱
بده جامی و بشکن توبهٔ من
خلاصم ده ازین زهد نفاقی ۲
مشعشعة اذا اسکرت منها
فلا اضحوا الی یوم التلاقی ۳
ازان باده که اول دادی، ای دوست
بده بار دگر، گر هست باقی ۴
و ان لم یبق فیالدن الحمیا
تدارک بالرحیق من الحداقی ۵
مرا باده مده، بوی خودم ده
که از بوی تو سرمستیم، ساقی ۶
اما تسقی کئوس الوصل یوما
الی کم کاس هجران تساق ۷
به وصلت شاد کن جانم، کزین بیش
ندارد طاقت هجران عراقی ۸
و در بالکاس وارفق بالرفاقی ۱
بده جامی و بشکن توبهٔ من
خلاصم ده ازین زهد نفاقی ۲
مشعشعة اذا اسکرت منها
فلا اضحوا الی یوم التلاقی ۳
ازان باده که اول دادی، ای دوست
بده بار دگر، گر هست باقی ۴
و ان لم یبق فیالدن الحمیا
تدارک بالرحیق من الحداقی ۵
مرا باده مده، بوی خودم ده
که از بوی تو سرمستیم، ساقی ۶
اما تسقی کئوس الوصل یوما
الی کم کاس هجران تساق ۷
به وصلت شاد کن جانم، کزین بیش
ندارد طاقت هجران عراقی ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۶۶ - چه خوش باشد! که دلدارم تو باشی
گوهر بعدی:غزل ۲۶۸ - اندوهگنی چرا؟ عراقی
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.