خلاصه و ردهبندی سنی
16+
شاعر از بیتوجهی و بیوفایی معشوق شکایت میکند و بیان میکند که تمام تلاشها و التماسهایش بیپاسخ مانده است. معشوع نه به وعدههایش عمل کرده و نه به درد و نیاز شاعر توجهی نشان داده است.
متن دارای مضامین عاشقانه و احساسی عمیق است که درک آن برای نوجوانان و بزرگسالان مناسبتر است. همچنین، استفاده از اصطلاحات و مفاهیم شعری کلاسیک ممکن است برای کودکان قابل درک نباشد.
غزل ۲۵۲ - جانا، نظری به ما نکردی
جانا، نظری به ما نکردی
با خویشتن آشنا نکردی ۱
یکدم به مراد ما نبودی
یک کار برای ما نکردی ۲
یک وعدهٔ خود بسر نبردی
یک حاجت ما روا نکردی ۳
ما را به وصال وعده دادی
و آن وعدهٔ خود وفا نکردی ۴
هر لابه، که بر در تو کردیم
نشنیدی و گوش وا نکردی ۵
در کوی تو آمدیم و ما را
بر خاک درت تو جا نکردی ۶
پس در دل تو چگونه گنجم؟
چون بر در خود رها نکردی ۷
درد دل خستهٔ عراقی
دیدی، به کرم دوا نکردی ۸
با خویشتن آشنا نکردی ۱
یکدم به مراد ما نبودی
یک کار برای ما نکردی ۲
یک وعدهٔ خود بسر نبردی
یک حاجت ما روا نکردی ۳
ما را به وصال وعده دادی
و آن وعدهٔ خود وفا نکردی ۴
هر لابه، که بر در تو کردیم
نشنیدی و گوش وا نکردی ۵
در کوی تو آمدیم و ما را
بر خاک درت تو جا نکردی ۶
پس در دل تو چگونه گنجم؟
چون بر در خود رها نکردی ۷
درد دل خستهٔ عراقی
دیدی، به کرم دوا نکردی ۸
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۲۵۱ - چه کردهام که دلم از فراق خون کردی؟
گوهر بعدی:غزل ۲۵۳ - چه بد کردم؟ چه شد؟ از من چه دیدی؟
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.