خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

شاعر در این متن به زیبایی و جمال معشوق اشاره می‌کند و بیان می‌دارد که این جمال باعث شور و غوغا در جهان شده است. او خود را سگ درگاه معشوق می‌داند و از عشق و ارادت خود به معشوق سخن می‌گوید. همچنین، شاعر اشاره می‌کند که معشوق همواره در جان او حضور داشته است.

این متن دارای مفاهیم عرفانی و عاشقانه است که ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک نباشد. همچنین، استفاده از استعاره‌ها و تشبیه‌های پیچیده نیاز به سطحی از بلوغ فکری و ادبی دارد.

مشاهده کامل

غزل ۲۴۱ - تا تو در حسن و جمال افزوده‌ای

تا تو در حسن و جمال افزوده‌ای
دل ز دست عالمی بربوده‌ای ۱

در جهان این شور و غوغا از چه خاست؟
گر جمال خود به کس ننموده‌ای ۲

گوی در میدان حسن افگنده‌ای
نیکوان را چاکری فرموده‌ای ۳

پرده از چهره زمانی دور کن
کافتابی را به گل اندوده‌ای ۴

چون نباشم من سگ درگاه تو؟
چون بدین نام خوشم بستوده‌ای ۵

در جهان بیهوده می‌جستم تو را
خود تو در جان عراقی بوده‌ای ۶
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۲۴۰ - بازم از غصه جگر خون کرده‌ای
گوهر بعدی:غزل ۲۴۲ - تا زخوبی دل ز من بربوده‌ای
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.