خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی از عراقی، بیانگر عشق شدید و فداکاری در راه معشوق است. شاعر از سوزش عشق، فدا کردن همه چیز برای دیدار معشوق، و یادگیری عشق در مکتب جمال او سخن میگوید. همچنین، اشارهای به رهایی از غم و رسیدن به روزهای خوب دارد.
مفاهیم عمیق عرفانی و عاشقانه در این شعر ممکن است برای مخاطبان جوانتر قابل درک نباشد. همچنین، برخی از اصطلاحات و تشبیهات نیاز به سطحی از بلوغ فکری و تجربه برای درک کامل دارند.
غزل ۱۹۴ - گر ز شمعت چراغی افروزیم
گر ز شمعت چراغی افروزیم
خرمن خویش را بدان سوزیم ۱
در غمت دود آن به عرش رسد
آتشی، کز درون برافروزیم ۲
آفتاب جمال بر ما تاب
زانکه ما بیرخت سیه روزیم ۳
تا ببینیم روی خوبت را
از دو عالم دو دیده بردوزیم ۴
مایهٔ جان و دل براندازیم
به ز عشقت چه مایه اندوزیم؟ ۵
همچو طفلان به مکتب حسنت
ابجد عشق را بیاموزیم ۶
در غم عشق اگر رود سر ما
ای عراقی، برو، که بهروزیم ۷
خرمن خویش را بدان سوزیم ۱
در غمت دود آن به عرش رسد
آتشی، کز درون برافروزیم ۲
آفتاب جمال بر ما تاب
زانکه ما بیرخت سیه روزیم ۳
تا ببینیم روی خوبت را
از دو عالم دو دیده بردوزیم ۴
مایهٔ جان و دل براندازیم
به ز عشقت چه مایه اندوزیم؟ ۵
همچو طفلان به مکتب حسنت
ابجد عشق را بیاموزیم ۶
در غم عشق اگر رود سر ما
ای عراقی، برو، که بهروزیم ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۹۳ - من که هر لحظه زار میگریم
گوهر بعدی:غزل ۱۹۵ - گر چه دل خون کنی از خاک درت نگریزیم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.