خلاصه و رده‌بندی سنی 16+

این شعر غمگینانه از عراقی، بیانگر درد و رنج عاشقی است که از معشوق خود جدا افتاده و در فراق او می‌سوزد. او با ناله و زاری از معشوق می‌خواهد که به یادش باشد، در حالی که می‌داند دیگر لایق وصال او نیست. شعر با تکرار جمله «شبت خوش باد من رفتم» بر احساس تنهایی و ناامیدی شاعر تأکید می‌کند.

محتوا شامل موضوعات عاشقانه‌ای است که با درد و رنج همراه است و ممکن است برای مخاطبان جوان‌تر قابل درک یا مناسب نباشد. همچنین، استفاده از زبان و اصطلاحات شعر کلاسیک فارسی ممکن است برای سنین پایین‌تر چالش‌برانگیز باشد.

مشاهده کامل

غزل ۱۶۴ - کجایی؟ ای ز جان خوشتر، شبت خوش باد، من رفتم

کجایی؟ ای ز جان خوشتر، شبت خوش باد، من رفتم
بیا در من خوشی بنگر، شبت خوش باد من رفتم ۱

نگارا، بر سر کویت دلم را هیچ اگر بینی
ز من دلخسته یاد آور، شبت خوش باد من رفتم ۲

ز من چون مهر بگسستی، خوشی در خانه بنشستی
مرا بگذاشتی بر در، شبت خوش باد من رفتم ۳

تو با عیش و طرب خوش باش، من با ناله و زاری
مرا کان نیست این بهتر، شبت خوش باد من رفتم ۴

مرا چون روزگار بد ز وصل تو جدا افکند
بماندم عاجز و مضطر، شبت خوش باد من رفتم ۵

بماندم واله و حیران میان خاک و خون غلتان
دو لب خشک و دو دیده تر، شبت خوش باد من رفتم ۶

منم امروز بیچاره، ز خان و مانم آواره
نه دل در دست و نه دلبر، شبت خوش باد من رفتم ۷

مرا گویی که: ای عاشق، نه ای وصل مرا لایق
تو را چون نیستم در خور، شبت خوش باد من رفتم ۸

همی گفتم که: ناگاهی، بمیرم در غم عشقت
نکردی گفتِ من باور، شبت خوش باد من رفتم ۹

عراقی می‌سپارد جان و می‌گوید ز درد دل
کجایی؟ ای ز جان خوشتر، شبت خوش باد من رفتم ۱۰
کانال گوهرین در ایتا
این گوهر را بشنوید

برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.

گوهر قبلی:غزل ۱۶۳ - هیهات! کزین دیار رفتم
گوهر بعدی:غزل ۱۶۵ - من باز ره خانهٔ خمار گرفتم
نظرها و حاشیه ها ۱
میهمان
۱۴۰۵/۵/۲۱ ۰۶:۴۹

خوانش خانم
کاملا بی روح، سرد، فاقد احساس و بیانگر معشوق مغرور و نگاه از بالا به پایین و بی تفاوتی محض نسبت به عاشق خوار و زار است

خوانش آقا
بیانگر عاشق بریده،جان به لب رسیده، ناامید از وصل و درگذرنده از معشوق بعلت ناتوانی در جلب نظر موافق معشوق است