خلاصه و ردهبندی سنی
18+
شاعر در این شعر از ساقی درخواست شراب میکند تا از درد فراق و غم رهایی یابد. او از نبود نقد در کیسه و عدم دریافت شراب ناب شکایت دارد و امیدوار است با نوشیدن شراب، از هستی خود خلاص یابد.
اشاره به مصرف شراب و مفاهیم عرفانی مرتبط با آن که ممکن است برای مخاطبان زیر 18 سال نامناسب باشد.
غزل ۱۶۰ - ساقی، چو نمیدهی شرابم
ساقی، چو نمیدهی شرابم
خونابه بده بجای آبم ۱
خون شد جگرم، شراب در ده
تا کی دهی از جگر کبابم؟ ۲
دردی غمم مده، که من خود
از درد فراق تو خرابم ۳
از تابش می دلم برافروز
تا روی دل از جهان بتابم ۴
در کیسهٔ من چو نیست نقدی
دانم ندهی شراب نابم ۵
چون خاک در توام ، کرم کن
یاد آر به جرعهای شرابم ۶
می ده، که ز هستی عراقی
یک باره مگر خلاص یابم ۷
خونابه بده بجای آبم ۱
خون شد جگرم، شراب در ده
تا کی دهی از جگر کبابم؟ ۲
دردی غمم مده، که من خود
از درد فراق تو خرابم ۳
از تابش می دلم برافروز
تا روی دل از جهان بتابم ۴
در کیسهٔ من چو نیست نقدی
دانم ندهی شراب نابم ۵
چون خاک در توام ، کرم کن
یاد آر به جرعهای شرابم ۶
می ده، که ز هستی عراقی
یک باره مگر خلاص یابم ۷
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۵۹ - یاران، غمم خورید، که غمخوار ماندهام
گوهر بعدی:غزل ۱۶۱ - دل گم شد، ازو نشان نیابم
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.