خلاصه و ردهبندی سنی
16+
این شعر عاشقانه و عرفانی، بیانگر عشق عمیق شاعر به معشوق است که وجودش را روشنایی بخش زندگی خود میداند. شاعر از زیبایی معشوق، تأثیر وجودی او و ترس از دوری او سخن میگوید و از معشوق میخواهد که به او توجه کند تا زیباییهایش را درک کند.
متن دارای مضامین عاشقانه و عرفانی عمیق است که درک آن برای سنین پایینتر ممکن است دشوار باشد. همچنین، برخی از مفاهیم انتزاعی و پیچیدهاند که نیاز به بلوغ فکری دارد.
غزل ۱۴۹ - گر آفتاب رخت سایه افکند بر خاک
گر آفتاب رخت سایه افکند بر خاک
زمینیان همه دامن کشند بر افلاک ۱
به من نگر، که به من ظاهر است حسن رخت
شعاع خور ننماید، اگر نباشد خاک ۲
دل من آینهٔ توست، پاک میدارش
که روی پاک نماید، بود چو آینه پاک ۳
لبت تو بر لب من نه، ببار و بوسه بده
چو جان من به لب آمد چه میکنم تریاک؟ ۴
به تیر غمزه مرا میزنی و میترسم
که بر تو آید تیری که می زنی بیباک ۵
برای صورت خود سوی من نگاه کنی
برای آنکه به من حسن خود کنی ادراک ۶
مرا به زیور هستی خود بیارایی
و گرنه سوی عدم نظر کنی؟حاشاک ۷
اگر نبودی بر من لباس هستی تو
ز بینیازی تو کردمی گریبان چاک ۸
مده ز دست به یک بارگی عراقی را
کف تو نیست محیطی که رد کند خاشاک ۹
زمینیان همه دامن کشند بر افلاک ۱
به من نگر، که به من ظاهر است حسن رخت
شعاع خور ننماید، اگر نباشد خاک ۲
دل من آینهٔ توست، پاک میدارش
که روی پاک نماید، بود چو آینه پاک ۳
لبت تو بر لب من نه، ببار و بوسه بده
چو جان من به لب آمد چه میکنم تریاک؟ ۴
به تیر غمزه مرا میزنی و میترسم
که بر تو آید تیری که می زنی بیباک ۵
برای صورت خود سوی من نگاه کنی
برای آنکه به من حسن خود کنی ادراک ۶
مرا به زیور هستی خود بیارایی
و گرنه سوی عدم نظر کنی؟حاشاک ۷
اگر نبودی بر من لباس هستی تو
ز بینیازی تو کردمی گریبان چاک ۸
مده ز دست به یک بارگی عراقی را
کف تو نیست محیطی که رد کند خاشاک ۹
این گوهر را بشنوید
متاسفانه در حال حاضر خوانشی برای این گوهر وجود ندارد. شما می توانید از سایر کاربران بخواهید که این گوهر را بخوانند.
برای ضبط گوهر با صدای خود، لطفا به حساب کاربری وارد شوید.
گوهر قبلی:غزل ۱۴۸ - دلی، که آتش عشق تواش بسوزد پاک
گوهر بعدی:غزل ۱۵۰ - تنگ آمدم از وجود خود، تنگ
نظرها و حاشیه ها
شما نخستین حاشیه را بنویسید.